یادش بخیر ، یه زمانی دوستی داشتم که در سینمای مستند ایران برای خودش وزنه ای بود اما افسوس که تمایل به مصرف مواد مخدر از او موجود دیگه ای ساخته و البته اینروزا هم ازش خبری ندارم. امروز روز تولدشه ، به همراهش زنگ زدم اما در دسترس نبود.
رفاقت دیرینه ، بحثهای سالم و جالب اونروزها و همه و همه خاطراتی که با هم داشتیم منو واداشته تا ترانه "سارا " باب دیلن را که روزگاری به من تقدیم کرده بود ، به هر دومون تقدیم کنم.
تولدت مبارک رفیق ، الان دارم به یاد تو به این ترانه گوش میدم.
می بینیم که حال همه ما بد و البته دشمن شادیم.
رفقا غم و غصه رو بی خیال .
من که در سال جدید به خودم قول دادم کم غرغر کنم.
منتها چقدر عملی بشه خدا داند و بس.
به خودم قول دادم که امسال بغض نکنم . اما انگار نمیشه.
دلم بدجوری گرفته.
یکی از دوستان گرانقدر با هام تماس گرفت و گفت :
تو باید خودتو عوض کنی و روش محبت کردنت به دیگران غلطه و فکر می کنی که داری بهشون حال میدی ولی با این کارت فقط خود خواهیتو ارضا می کنی و.......
جالبه.
نمیدونم از کی تا حالا محبت کردن به این و اون ارضا کردن حس خود خواهیه.
اگه اینطوره که آرزو می کنم همه آدما ی دنیا مثل من خودخواه باشن.
ببین دوست من !
برای من هیچ فرقی نمیکنه که طرف مقابل دوسته یا دشمن.
موافقه یا مخالف یا هر چیز دیگه....
من تحت هر شرایطی ( حتی همین شرایط افتضحاح بیکاری خودم ) که تو هم بهتر از هر کس دیگه می دونی چه خبره به دیگران کمک می کنم.
فقط یه خواهش کوچولو ازت دارم.
وقتی نمی تونی مر حمی ( حتی به اندازه یک کلام روی زخمام باشی) نمکپاش هم نباش .
ممنونم!