آدم خودش بدونه کاری که می کنه اشتباهه اما با وجود این آگاهی بازم دست به خریت بزنه.
تا حالاخرتر از من دیدین؟
زندگي خيلي بي ارزشتر از اونيه كه ميشه تصور كرد.
نا خواسته متولد ميشيم . سير تكراري و قرار دادي رو طي مي كنيم و بعدشم تو هر سمت و جايگاهي كه باشيم ريق رحمت رو سر مي كشيم.با اينكه همه آدما به اين حقيقت انكار ناپذير اعتقاد دارن باز هم دست به كارهايي مي زنن كه بعضأ غير قابل جبرانه.
تا جايي كه به خاطر دارم تو زندگيم هميشه سعي كردم دلي رو شاد كنم و اگه ناخواسته سبب رنجش شدم به نحوي در صدد جبران بر بيام. اينه كه برام خيلي عجيبه وقتي مي بينم اطرافيانم با چه تلاشي سعي در نابود كردن خودشون و ديگران دارن.
باشه .اينبارم بخشش از من. مگه راه ديگه اي هم دارم؟
خداييش ميون صد تادلبر يكي رو انتخاب كردن كار سختيه علي الخصوص اينكه تو از همشون با حالتر باشي!
روزها سپري مي شود. لحظه ها را مي گذرانم. بي هيچ اميدي. هر چه كه مي بينم و هر چه كه مي خوانم بوي نا اميدي و مرگ مي دهد.
بر من چه رفته است كه اينچنين دلتنگم.نه شنيدن صداي دوستانه اي خوشحالم مي كند نه دلبستگي به پروردگار آسمان كه او دير گاهيست به خوابي عميق فرو رفته و از هيچ صدايي بر نمي خيزد.
شايد او نيز همچون من دلگير از آنچه ساخته است دست به فراموشي تدريجي زده است.
خداي من صدايت مي كنم .... زماني بس طولاني در خواب به سر برده اي ....دگر زمان آن رسيده است كه برخيزي .... بيدار شو.
حالا كه نبايد بخوابم خوابم گرفته.
واي چيكار كنم؟
نمیدونم چقدر درسته، ديگه نمي خوام خيلي فكر كنم . نهايتش ميرم تو ديوار.
بالاتر از سياهي مگه رنگي هست؟